السيد محمد حسين الطهراني

49

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

دانشگاههاى انسان سازى و آدم پرورى و مكتب تعليم و تعلّم قرآن و إشاعهء روح و سرّ پيامبر و مقام ولايت است روشن شد و ضرورت شديد آن مشهود گشت ، لازم است عين عباراتى را از نويسندهء مقالهء بسط و قبض تئوريك شريعت ذكر كنيم ، تا علاوه بر آنچه ذكر شد ، مواضع اشتباه و نادرستى آن سپس معلوم شود . ايشان اينطور گفته‌اند : عبارات مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت در ردّ فلسفه إلهى آيا ميتوان امروزه بى اعتنا به طبيعيّات نوين ( يعنى دانشهاى فيزيولوژى ، بافت شناسى ، بيوشيمى ، جنين شناسى و . . . ) همچنان علم النّفس قدما را با اعتقاد و اعتماد ، تلقين و تكرار كرد ؟ آيا ميتوان بدون شناختن بهتر مادّه ، موجود غير مادّى را تعريف كرد ؟ اين همه توانائى كه امروزه در مادّه و اصناف تراكيب آن كشف شده ، ما را به نو فهميدن امور غير مادّى ميخواند . آيا فى الواقع پارهيى از جهل‌هاى پيشينيان ، فربه كنندهء ما بعد الطّبيعة آنان نبوده است ؟ اين سؤال را ميتوان بسط بيشتر داد و پرسيد : چه شده است كه امروزه ، و در حوزه‌هاى علوم دينى ، طبيعيّات كهن را چنين آرام و بى صدا از عرصهء فلسفه بيرون كرده‌اند و ديگر تدريس نميكنند ، و علم جديد را كم و بيش پذيرفته‌اند ؛ امّا غيبت آن طبيعت شناسى كهن ، ما بعد الطّبيعه را اندوهناك و زيان ديده نكرده است ؟ آيا ميتوان رابطهء إلهيّات فلسفى را با طبيعيّات به طور كامل گُسَست ، و باز هم الهيّات را همچنان بر هيئت و قوام پيشين نگاه داشت ؟ مگر آن ما بعد الطّبيعه چنان ساخته نشده بود كه بتواند آن طبيعيّات را در خود بگنجاند . مگر آن دو بى تناسب و ارتباط با يكديگر تولّد و تكوّن يافته بودند ؟ و مگر ميتوان امروزه طبيعيّات نوين ( دانش تجربى مدرن ) را پذيرفت ، و فلسفه را دست نخورده نگاه داشت و تدريس كرد ؟